ميرزا حسن حسينى فسايى

64

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

فى محاسن اهل عصر و كتاب زهره در علم نحو و كتاب تذكره و ديوان شعر عربى . . . » ( همانجا ) . « . . . علاوه بر كمالات علميه او را ديوان شعرى است كه جمع نموده در آن اشعار فارسى و عربى خود را و اين چند بيت [ عربى ] از آن ديوان نوشته شد . . . » ( علماى شيراز ) . « . . . حاشيه والد ماجد خود را به شرح كتاب متوسط كه ناتمام بود ، به انجام رسانيد . . . » ( همانجا ) . « . . . از مآثر آن جناب . . . كتاب حاشيه قديم و جديد بر شرح تجريد ملا على قوشچى و ديگر حاشيه قديم و جديد بر شرح مطالع و حواشى شريفه شريفيه و آن دو حاشيه مقدم است بر حاشيه قديم مولانا جلال الدين دوانى و ديگر حاشيه بر شرح شمسيه منطق و ديگر حاشيه بر شرح مختصر اصول ابن حاجب ، ديگر حاشيه بر كتاب كشاف و ديگر رساله‌اى در مبحث فياض شرح مطالع ، ديگر رساله فارسى ! ! در بيان كيفيت حدوث قوس قزح كه به فارسى كمان رستم . . . » ( همانجا ) . « . . . از جمله آنها كتاب اسفار است و شرح هدايه و حاشيه بر الهيات كتاب شفاى شيخ الرئيس و شرح كتاب حكمة الاشراق . . . و كتاب واردات قلبيه و رساله در حدوث عالم و كتاب مسائل قدسيه و قواعد ملكوتيه و رساله در تحقيق تشخص و رساله در تحقيق اتصاف ماهيت به‌وجود و رساله در جواب مسائلى كه از حضرت محقق خواجه نصير الدين طوسى سؤال شده و كتاب اسرار الآيات ، تفسير سورهء مباركه جمعه ، تفسير سوره الطارق ، تفسير سوره الواقعه ، تفسير آيه نور ، تفسير آية الكرسى و كتاب حكمة عرشيه و كتاب مشاعر و رساله اكسير العارفين فى معرفة الحق و اليقين و رساله كسر اصنام جاهليه و رساله اتحاد عاقل و معقول و كتاب شرح اصول كافى . . . » ( همانجا ) . 11 . سجعها : « . . . از جمله تخت طاووس بود كه گنجهاى كاووس و اندوخته‌هاى دقيانوس شايسته رونماى آن بود . . . » ( وقايع سال 1151 ) . « . . . بنه را گذاشت و على قلى خان را بر آن گماشت و چندين هزار سواره پياده برداشت . . . » ( وقايع سال 1203 ) . « . . . از پرتو عنايت نادرى پنج شقه علم مىافراشت و دوازده چاوش در جلو اسب خود داشت » ( وقايع سال 1156 ) . « . . . سرحلقه خاموشان و مقصد خرقه‌پوشان . . . برخى بر آن بودند كه در يمن ايمان جمال سهيل دارد و در ضمن ايقان كمال كميل . بهرحال پيرى پارسى و ميرى پارسا كه فكر جهانى در پايه قدرش نارسا و همواره زبانش از گفتن خاموش و از ياد خويشتن فراموش با اينهمه خاموشى زبان همه و با آن همه فراموشى شبان رمه . . . » ( به نقل از پريشان قاآنى - علماى شيراز ) . 12 . تشبيهات ، كنايات ، استعارات : « به ناخن فتنه‌جوئى روى دولتخواهى را نخراشند . . . » ( وقايع سال 1209 ) . « از ارتكاب به آن هوش زداى پير و جوان براى آنكه مراتب عيش و نشاط را به كمال رساند . . . اجازه داد و به فتواى مفتى عقل ابواب شادمانى بر چهره اعالى و ادانى برگشاد و كار زاهدان رياكار از خفا به ظهور رسيد . . . » ( وقايع سال 1217 ) .